ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
809
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
چيزى را از حرف « لام » عنوان نكرده ، ليكن در قسم اول از حرف « لام » لطف اللّه را آورده كه ما آن را بمنزلهء يك باب محسوب مىداريم . جلد چهارم : از حرف « ميم » با « الف » ماجد ، تا « ى » با « واو » يوسف ، هشت باب ، انجام تأليف آن 2 ذىالحجه سنه 1286 . كه كلية سى و يك باب و مشتمل بر هفتصد و پنجاه و نه عنوان است ، ليكن در بسيارى از عناوين احوال يك يا چندين نفر ديگر غير از صاحب آن عنوان را ذكر كرده كه در « أبواب الروضات » تفصيل آن را نوشته . و پس از اينكه اين كتاب تأليف شد چندان چيزى نگذشت كه مورد نظر و مرجع ارباب بصيرت و بصر اهل علم و ادب قرار گرفت ، و پيش از آن كه چاپ شود محل نقل مؤلفين و مترجمين واقع شد . نخست : تا آنجا كه ما اطلاع داريم ، مرحوم حاجى ميرزا حسن فسائى در حدود 1294 تا سيصد ، در « فارسنامهء ناصرى ، گفتار 2 » در صفحات عديده 134 ، 135 ، 137 ، 196 تراجم چندين نفر را از آن نقل كرده ، گرچه وى در مقام نقل همه جا « روضات الجنان » گفته اما مسلما همين كتاب مىباشد ، زيراكه « روضات الجنان » تا آنجا كه ما اطلاع داريم نام دو كتاب است : يكى « روضات الجنان » در تفسير قرآن تأليف شريف بارزى حموى قاضى شرف الدّين ابو القاسم هبة اللّه بن عبد الرحيم بن ابراهيم بن هبة اللّه بن مسلم بن هبة اللّه بن حسان ابن محمد بن منصور بن احمد بن بارزى جهنى كه در ذىالقعده سنه 738 وفات كرده و در همين كتاب روضات مورد بحث ما در ترجمه عمر ابن الوردى نامش نوشته شده ، و در تاريخ ابو الفداء اين كتاب را در تفسير از او آورده . ديگر « روضات الجنان و جنات الجنان » تأليف ملا حسين قاضى قزوينى ( يا تبريزى بترديدى كه در « مستدرك الوسائل ج 3 » در احوال شيخ بهائى نوشته ) كه آن در مزارات تبريز و در سنه 975 تأليف شده . و آنچه در « فارسنامه » نقل مىكند عين عبارات اين « روضات » مورد بحث ما بدون كم و زياد است . دويم : در حدود سال 1296 كه مجلس تأليف « نامه دانشوران ناصرى » در طهران برقرار شد ، اعضاء محترم آن مجلس آن را مورد رجوع خود قرار دادند و بسيارى از آن نقل كردهاند . سيم : در سنه 1301 كه اعتماد السلطنه جلد اول « مطلع الشمس » را تأليف كرده در احوال شيخ طوسى از آن نقل نموده و تعريف بليغى از آن فرموده .